تبليغاتX
آتیه بین
سخنان احمد زید آبادی دبیر کل سازمان دانش آموختگان پیرامون انتخابات ریاست جمهوری آینده و کاندیداتوری
  • درج این مطلب به معنای قبول یا رد همه مطالب نیست و تنها بیان دیدگاه یکی از جریانات سیاسی اجتماعی تحول خواه موثر در ایران می باشد .

چرا عبدالله نوری را نامزد می کنیم ؟

 

سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي ايران ( ادوارتحكيم وحدت ) اخيرا اردويي در كنار درياچه ‏او وان برگزار كرد. دراين اردو كه همه اعضاي اين سازمان از سراسر كشور در آن گرد آمده بودند، مهمترين ‏مسايل كشور ازجمله انتخابات مورد بحث وبررسي قرار گرفت. در مورد اين گردهمايي و تصميمگيري هاي ‏آن با احمد زيد آبادي ، دبيرکل اين سازمان گفت وگويي انجام داده ايم. زيدآبادي دراين گفت وگو جمع بندي ‏سازمان دانش آموختگان ايران اسلاميرا درباره اينكه به چه دلايلي عبدالله نوري را بهترين گزينه انتخابات‏آينده رياست جمهوري مي دانند مطرح كرده است.‏

 

 

آقاي زيد آبادي! دستور جلسه ادوار تحكيم وحدت چه بود وبيشتر برروي چه موضوعاتي متمركز ‏شديد؟
هدف اصلي از برگزاري اين اردو نظرخواهي از اعضاي شعبه هاي ادواردرسراسر كشور در مورد ‏انتخابات رياست جمهوري آينده بود و درعين حال بررسي نوع كار شعبه ها و همين طور مشكلات مالي كه ‏سازمان چه درمركز وچه درشهرستان ها با آن مواجهه است. درباره همه اين موارد بحث شد اما مسئله اصلي ‏همان نظرخواهي از دوستان درمورد انتخابات رياست جمهوري و ارائه تحليلي درمورد شرايط ايران در يك ‏سال آينده بود. ‏

 

 

در انتخابات سال 1376 نظر شمابراين بود كه اگر نيروهاي محافظه كار به نمايندگي آقاي ناطق ‏نوري برسركاربيايند آينده ايران روشن تر خواهد بود. آيا تحليل شما درشرايط كنوني نسبت به حاكميت ‏نيروهاي نومحافظه كاروتندروي ايران عوض شده است؟ همچنين شما به عنوان دبير کل ادوار تحكيم وحدت ‏بحث كانديداتوري آقاي عبدالله نوري را مطرح كرده ايد؛ در اردوي سازمان از چه زاويه اي به اين بحث ‏پرداخته شد؟ اصولا چه شرايطي به وجود آمده كه به گزينش آقاي عبدالله نوري گرايش پيدا كرده ايد؟‏‎ ‎‎‎
من درسال 1376 تحليلي داشتم كه با توجه به فضاي سياسي به وجود آمده،امكان انتشار پيدا نكرد. مبناي آن ‏تحليل اين بود كه من فكر مي كردم آقاي خاتمي درسال 1376 چند سال زودتر از موعد وارد صحنه مي شود ‏و اين امر ميتواند پيامدهايي داشته باشد که حالا به نظرم كما بيش هم اتفاق افتاده است. درآن دوره خاص من ‏فكر مي كردم اگر آقاي ناطق نوري رييس جمهور شود فضاي آينده براي حضور فردي مانند آقاي خاتمي ‏مساعدتر خواهد بود. دردوره هاي بعدي نيز متناسب با شرايط و افرادي كه در انتخابات كانديدا شده بودند من‏به صورت فردي داراي تحليل هايي بودم؛ سازمان هم در آن دوسه سالي كه من عضو شوراي سياست گذاري ‏اش بودم، متناسب با شرايط تحليل هايي را داشت. حالا بعضي ها سازمان را متهم مي كنند كه قبلا به دنبال ‏تحريم انتخابات بوده و اكنون تغيير خط مشي داده است. در حاليکه تحريم درواقع يك خط مشي دائمي نيست؛ ‏هر چند من لفظ تحريم را قبول ندارم به دليل اينكه ما دردوره هايي مطرح كرديم كه شرايط به گونه اي است ‏كه حضورمان درانتخابات ودادن راي به يك فردخاص، فاقد تاثير است و نمي تواند تغييري درفضا به وجود‏بياورد. درواقع بحث، يك نوع «عدم مشاركت» بوده، چون تحريم لزوما همراه بافراخواندن مردم به عدم ‏حضور درپاي صندوق هاي راي است در حاليکه ما تا اين لحظه به دنبال اين موضوع نرفته ايم. اما واقعيت ‏اين است كه شركت يا عدم شركت درانتخابات، تحريم يا عدم تحريم اساسا يك استراتژي نيست و به علاوه امر ‏ثابتي هم نيست ومهمتر اينکه ـ آن چنان كه برخي تصور مي كنندـ يک امرايدئولوژيك محسوب نمي شود. ‏يعني مشي ادوار اين نيست كه هميشه بي چون وچرابگويد بايد درانتخابات شركت كرد يا شركت نكرد. ‏قاعدتا صحنه را ارزيابي ميكنيم، اگر احساس كنيم كه راي مي تواند تاثير داشته باشد شركت مي كنيم ولي‏اگر احساس كنيم راي نمي تواند تاثير داشته باشد شركت نمي كنيم. بر اين اساس در اين دوره خاص كه به ‏شرايط ايران نگاه مي كنيم ـ با توجه به تجربه دولت آقاي احمدي نژاد، كه به نظر من تجربه اي بسيار ‏ضروري براي جامعه ايران بود و بدون اين تجربه امكان نداشت راهي براي جامعه ايراني گشوده شودـ ‏شرايطي در حال ظهور است كه اگر نيروهاي فعال سياسي اين شرايط را همانجوري كه ما فرض مي كنيم ‏تصورودرك كنند و بتوانند حول شخصيتي كه يك سلسله استقامت را درسخنان خود نشان داده باشد، به اجماع ‏برسند، فضاي انتخابات آينده مي تواند متفاوت از فضاهاي قبلي باشد. اما اين موضوع درحال حاضرتنها يك ‏امكان است. بنابراين ما تلاش مي كنيم كه اين امكان بتواند صورت عيني پيدا كند. حال اينكه موفق خواهيم شد ‏يا نه، بستگي به شرايطي دارد كه خارج از حيطه كنترل و اختيار ماست.‏

 

 

از نظر طبقه بندي رفتاري شما با كداميك از طيف هادرداخل ايران درارتباط با بحث انتخابات ‏رياست جمهوري همسويي ونزديكي خواهيد داشت؟ معيارتان براي نزديكي و دوري از نيروها چيست؟‏‎ ‎‎
ما خط مشي هاي مختلفي را كه درباره انتخابات رياست جمهوري آينده وجوددارد، مورد بررسي قرار داده ‏ايم. در اين باره سه خط مشي ميان فعالان اصلاح طلب و طيف گسترده اصلاح طلبان وجود دارد: ‏
بعضي ها مسئله اصلي شان حضور يا عدم حضور آقاي احمدي نژاد درانتخابات رياست جمهوري است. اين ‏عده مي گويند بايد در انتخاباتي شركت كنيم كه منجربه تغيير آقاي احمدي نژاد به عنوان رييس جمهور بشويم. ‏اين يك سطح ازتحليل است كه دوستان ما آن را عموما رد كرده اند زيرا اين امر نمي تواندمبنايي صحيح ‏براي ورود به يك انتخابات باشد. چون تصور ما اين است كه اگرافراد ديگري هم از جناح راست كه به ‏عنوان عقلاي اين قوم مطرح هستند، به جاي آقاي احمدي نژاد بنشينند تغيير محسوسي در موقعيت داخلي و ‏خارجي نظام به وجود نخواهد آمد. ‏

 

 

به عبارت ديگر شما معتقديد آن جناحي هم كه نام خود رااصولگراي اصلاح طلب ـ مانند جناح ‏آقاي قاليباف ـ گذاشته است يا جناح سنتي مانند آقاي ناطق نوري، اگر به قدرت برسند قادر نيستند حركت ‏مهمي صورت بدهند ولذا اين نيز نمي تواند عاملي باشد كه شما ودوستانتان را وارد ميدان انتخابات كند؟
بله؛ ما تصور مي كنيم كه اگر از جناح راست سنتي كسي به جاي آقاي احمدي نژاد بنشيند به دليل آنكه آن ‏جناح يك مقدار ريشه دارتروداراي پايگاهاجتماعي تاريخي است مي توانددر بستن فضا حتي موفق تر باشد. ‏بنابراين آنرا اصلا مفيد نمي دانيم. ‏
 
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک انسان در | | لینک به این مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پیگرد قضایی رسانه‌هایی که بخشنامه‌ ارشاد کرمان در مورد رنگهای زننده را منتشر کردند

خبرنامه امیرکبیر: با انتشار خبری در سایت آفتاب حاوی بخشنامه ای با مضمون الزامات رعایت حجاب برای بانوان شاغل و یا ارباب رجوع و ایجاد قانونی بر این اصل در اداره کل ارشاد استان کرمان، مدیرکل اداره ارشاد این استان با اشاره به انتشار بخشنامه‌ اخیر آن اداره در وبلاگ‌ها و سایت‌های اینترنتی تصریح کرد: “این کار غیرقانونی است و اداره ارشاد از راه حقوقی پیگیر این مسئله خواهد بود”.

 

مهدی محبان افزود: “بخشنامه‌ای که اخیرا با موضوع الزامات قانونی حجاب برای بانوان شاغل و یا ارباب رجوع در اداره کل ارشاد استان کرمان روی برخی از وبلاگ‌های اینترنتی منتشر شده است، بخشنامه داخلی وزارت ارشاد بود”.

 

محبان افزود: “اداره ارشاد استان همچنین با عکاس و خبرنگاری که این نامه را روی اینترنت قرار داده اند نیز از طریق حقوقی برخورد خواهد کرد، زیرا این نامه یک نامه داخلی بوده و کسی حق انتشار آن را نداشته است”.

 

وی گفت: “سایر انتشاردهندگان این نامه نیز در دستور پیگرد حقوقی توسط اداره ارشاد استان قرار دارند”.

 

مدیرکل اداره ارشاد استان کرمان همچنین در بخش دیگری از صحبت های خود در مورد زمان ابلاغ این نامه تصریح کرد: “این بخشنامه دو سال قبل از سوی وزارتخانه به ما اعلام شد و در سال گذشته نیز رئیس اداره شهرستان کرمان آن را به مجموعه خود ابلاغ کرد”.

 

گفتنی است که البته صدور چنین بخشنامه هایی در ادارات و سازمان های مختلف امری کاملا بدیهی بوده و به هیچ وجه دور از انتظار نیست؛ اما اعتراض به انتشار این بخشنامه ها در رسانه های عمومی تا حدود زیادی بحث برانگیز است و این پرسش و شبهه را در اذهان ایجاد می کند که اگر بر اساس موازین اسلامی این نوع رویکرد صحیح است، پس چرا باید به انتشار آن اعتراض کرد؟ چرا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این گونه بخش نامه ها را خود به صورت علنی منتشر نمی کند تا دست سودجویان! کوتاه شده و در ضمن به آگاهی مردم نسبت به کارکرد آن سازمان بیفزاید و موجب تشویق گردد؟ و یا اینکه اگر اصولی غیرمنطقی و عقب مانده است، چرا هنوز باید در یک چنین سازمان فرهنگی از اینگونه دستورات و قوانین جاری گردد؟

 

در این باره شایان ذکر است که یکی از عکاسان کرمانی، تصویر یکی از بخشنامه‌های داخلی اداره ارشاد شهرستان کرمان را که در آن به الزامات قانونی این اداره در مورد پوشش بانوان اشاره شده بود را روی وبلاگ خود قرار داده است. این بخشنامه که البته متعلق به دو سال قبل است، روی برخی از سایت‌ها و وبلاگ‌ها نیز منعکس شده و در این راستا انتقاداتی نیز به اداره ارشاد استان کرمان مطرح شده بود. در این بخش نامه استفاده زنان از لباس هایی با رنگ های زرد، سفید و قرمز ممنوع و این رنگها را زننده اعلام شده است.

نوشته شده توسط یک انسان در | | لینک به این مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس: محرومیت بهاییان از تحصیل غیرقانونی است

نماینده ی مجلس شورای اسلامی حجت الاسلام محمد تقی رهبر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در ملاقاتی که با دو نفر از جوانان بهایی محروم از تحصیل به نامهای آقایان نوید خانجانی و حسام میثاقی داشت از حق تحصیل بهاییان در ایران دفاع نموده و عنوان داشت که هیچگاه نباید انسانی بنا به اعتقادات خود از حق تحصیل محروم گردد و اعلام کرد که این حرکت مسئولین دررابطه با محرومیت بهاییان از دانشگاه خلاف قانون میباشد و طی نامه ای  که زیرنویس نامه های دو فرد محروم مذکور بود بدین شرح خطاب به وزارت علوم و سازمان سنجش اعلام داشت :  در مورد فوق به گونه ای که حقی ضایع نشود بر طبق قانون رسیدگی و پاسخ بفرمایید.

 

اما در ادامه پیگیریها و ارجاع نامه نماینده مجلس به وزارت علوم و سازمان سنجش توسط دودانشجوی محروم از تحصیل ، جوابی به این نامه نماینده مجلس داده نشد. فقط در قسمت امور مجلسی وزارت علوم برای دانشگاه اخراج کننده و سازمان سنجش نامه هایی نوشته شد تا جوابی منطقی برای اخراج و محرومیت بهاییان ذکر کنند که تاکنون جوابی داده نشده است.

 

حال صحبت این است آیا محرومیت بهاییان طبق قانون است؟

 

با توجه به قانون اساسی جمهوری اسلامی طبق بند سوم و نهم اصل ۳ قانون اساسی و اصل ۱۹ و ۲۰ و ۳۰ قانون اساسی دولت بایدامکان آموزش و پرورش در تمام سطوح و برای همه ی افراد از هر دین و قوم و قبیله فراهم سازد و همه ی ملت ایران باید بدون هیچگونه تبعیض از حقوق انسانی و شهروندی برخوردار شوند .پس همانطور که واضح هست بهاییان طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی از حق تحصیل برخوردار میشوند و هیچ کجای قانون اساسی جمهوری اسلامی به محرومیت بهاییان اشاره نداشته است.

 

حال سوالی دیگر مطرح است که آیا محرومیت بهاییان طبق مصوبه ای از شورای انقلاب فرهنگی میباشد؟

حسام میثاقی که بعد از ۲ ترم از دانشگاه اخراج شده است اعلام میدارد که در زمان اخراج  از دانشگاه  به نامه ای محرمانه از سوی حراست وزارت علوم به حراست کلیه دانشگاه ها اشاره شد که بعدها توسط حراست بعضی  از دانشگاه ها منتشر شد و این نامه محرمانه در رسانه ها انتشار پیدا کرد و در آن دلیل محرومیت و اخراج بهاییان را به مصوبه ای از شورای انقلاب فرهنگی نسبت داده بودند. به همین دلیل آقایان میثاقی و  خانجانی به حراست وزارت علوم مراجعه نموده اند و مسئولین بخش فوق وجود چنین نامه ای را تکذیب نموده و مثل همیشه دو فرد مذکور را به سازمان های دیگر ارجاع داده اند. پس از مراجعات متعدد به شورای انقلاب فرهنگی که به گفته ی دوفرد مذکور با مشکلات فراوان و حتی انتظار چند ساعته در فصل زمستان همراه بوده است سرانجام آنان متوجه می شوند که هیچ مصوبه ای مبنی بر محرومیت بهاییان از تحصیل وجود ندارد. برای آگاهی دقیق از این موضوع می توان به سایت شورای انقلاب فرهنگی که تمامی مصوبات شورا در آن موجود می باشد مراجعه نمود. (www.iranculture.org)

 

و در نهایت عده ای نیز به فتوای آیت الله گلپایگانی استناد می کنند.

 

نوید خانجانی نیز در صحبتی به فتوایی از سوی آیت الله گلپایگانی اشاره می کند که به تایید آقای خامنه ای رسیده و رسما پذیرش بهاییان را در دانشگاه ممنوع اعلام کرده است و بارها در مجامع بین المللی به آن فتوا اشاره هایی  شده و سوالی که مطرح نمود در این زمینه این بود که آیا فتوای یک مرجع تقلید قانون محسوب میشود؟  اگر فتوای آیت الله گلپایگانی قانون محسوب شود پس باید فتوای اخیر آیت الله منتظری نیز قانون محسوب شود که در آن فتوا اعلام   میدارد که بهاییان باید ازجمیع حقوق شهروندی برخوردار باشند و حق تحصیل از حقوق شهروندی ما میباشد.

 

و در پایان به منشور حقوق بشر که در آن آزادی مذهب را تصریح میکند و کشور ایران نیز خود را متعهد به اجرای آن دانسته است اشاره ای می کنیم و نظر شما را به ماده ی ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر جلب میکنیم “  آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل به روی همه باز باشد تا همه بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره مند گردند”.

 

ودر نهایت سوالی که این ۲ جوان بهایی از مسئولین داشتند این بود که به چه حکمی از تحصیل محروم و اخراج  شدند ؟ و چرا به نامه نماینده مجلس توجه نکردند؟ و تقاضایی که از بقیه نمایندگان محترم مجلس داشتند این بود که آنها نیز همانند حجت الاسلام رهبر از حقوق شهروندان ایرانی دفاع کنندو همین طور مراجعی همچون سازمان سنجش و وزارت علوم نیز جوابی قانع کننده بدهند و تلاش همگی مسئولین اجرای صحیح قانون باشد و اینکه حق هیچ ایرانی در هیچ کجا ی این خاک ضایع نشود و سعی همگی مسئولین همانند این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس  این باشد که همگی در عقیده آزاد باشند و این قضیه فقط در حرف نباشد و در حرف تمام نشود بلکه در اجرای آن نیز حرکتی صورت پذیرد.

 

فعالان حقوق بشر در ایران

نوشته شده توسط یک انسان در | | لینک به این مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin