مجید توکلی یکی از سه دانشجوی پلی تکنیکی است که “سه آذر اهورایی” خوانده شدند. برای او، احسان منصوری و احمد قصابان بعد از برخورد انتقادی دانشجویان پلی تکنیک با محمود احمدی نژاد،پرونده ای جعلی ساخته شد که نتیجه اش زندان و شکنجه های بسیار بود.او که تا مدت ها خواست آزادیش در تمامی تجمعات دانشجویی به شعار اصلی بدل شده بود، در مصاحبه با روز از روزهای زندان خود سخن گفته است و از فضای امروز دانشگاه. این مصاحبه را می خوانیم.
اگر ممکن است یک بازخوانی از حوادثی داشته باشید که منجر به بازداشتتان در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۶ شد.
من کلید خوردن پروژه را در خرداد ماه سال ۸۵ میدانم که انجمن اسلامی غیرقانونی اعلام شد و تابستان همان سال در اواسط مرداد ماه، دفتر انجمن اسلامی تخریب شد. مهر ۸۵ مدیریت دانشگاه تمام تلاشاش را انجام دادهبود که هیچ فعالیتی در دانشگاه انجام نشود. بیش از ۴۰ نفر به کمیته انضباطی احضار شدهبودند و فایل آموزشی بیش از ۷۰ نفر بسته شدهبود و خیلی از نشریات توقیف شدهبودند، اما مجموعه انجمن اسلامی به فعالیتهایش ادامه داد.تا آذر ماه که احمدینژاد به پلیتکنیک آمد و پلیتکنیک شاید محکمتر از همیشه پاسخ محکمی به وی داد. سال ۸۵ به واسطه اینکه انجمن اسلامی دفتری نداشت، نشریات خیلی قوت گرفت. ما به واسطه قوانین جدیدی که در دانشگاه حاکم شدهبود، محدودیتی برای انتشار نشریات داشتیم و هر نشریه را میتوانستیم حداکثر یک شماره در هفته منتشر کنیم. این شد که به سمت تعداد نشریات بیشتر رفتیم. حدود ۳۰ تا ۴۰ نفر از اعضای مجموعه مجوز نشریه گرفتند. احساس میکنم پس از ۶، ۷ ماه فعالیت این مجموعه در اردیبهشت ماه به نقطهای رسید که مدیریت دانشگاه دیگر نمیتوانست این تعداد زیاد نشریات را کنترل کند. اعتراضات در یک نقطه جمع نمیشد و محل تمرکز برای برخورد وجود نداشت. در عین حال مجموعه تریبونها و تجمعهایش را برگزار میکرد و مراسم خاص تشکیلاتیاش را بیرون از دانشگاه برگزار میکرد. شاید همین ها بود که نهادهای امنیتی را متقاعد کرد که برخورد ویژهای شود. تجربه آذر ۸۵ پلیتکنیک تجربه ویژهای بود برای جمهوری اسلامی، در شرایطی که میخواست صدایی از دانشگاه بیرون نیاید، احمدینژاد به پلیتکنیک آمد و به بدترین شکل با اعتراض دانشجویان مواجه شد. ولی من چند کاتالیزور را در این میان مؤثر میدانم: ما از اسفند ماه علیرغم خواست عمومی مجموعه شاید در چند حیطه وارد شدیم. ما در نشریاتمان، یکی به نقد ساختاری نظام و دوم به نقد رهبری و اصل ولایت فقیه پرداختیم. مخصوصاً این مسئله دوم از فروردین ماه قوت گرفت. حتی چند مطلب به صورت مستقیم خطاب به آقای خامنهای نوشتهشدکه عکسالعمل خیلی ویژهای را هم از سوی نشریههای وابسته به بسیج و مدیریت دانشگاه دیدیم که همان روزها به ما هشدار دادند؛ ولی ما توجهی نکردیم. این کل آن فضایی بود که نهایتاً ما به اردیبهشت ماه رسیدیم.اردیبهشت، قرار بود انتخابات انجمن اسلامی برگزار شود. انتخاباتی که برگزاریش برای ما و عدم برگزاریش برای دانشگاه حیثیتی بود. دانشگاه با مدیریت جدید، دو سال انرژیاش را از آبان ماه ۱۳۸۴ گذاشتهبود که این مجموعه را جمع و فضای دانشگاه را مدیریت کند. ولی در اردیبهشت ۸۵ احساس کرد همچنان جنبش دانشجویی و انجمن اسلامی پلیتکنیک قوت گذشته را داردو میخواهد انتخاباتاش را برگزار کند. نشریاتاش را دارد. حرفهایش را همچنان در دانشگاه میزند. در آن هفته خاص انجمن اسلامی، سه روز پشت سر هم با چهل پنجاه نفر از اعضای شورای عمومی، تحصنی در صحن دانشگاه برگزار کرد. آنها احساس کردند که به زودی قرار است تجمعهای بزرگتری برگزار شود. قرار است انتخابات دوباره برگزار شود و این مجموعه ادامه حیات داشته باشد. این تحلیل از بیرون به مجموعه است. مسائلی هم در داخل مجموعه است. ما هنوز نمیدانیم که آیا مطالبی از درون مجموعه ما به بیرون میرفت یا نه؟ اگر این فرض را هم داشتهباشیم، برخی از حرفهایی که درون مجموعه ما وجود داشت، برخی از مسائلی که ما نمیخواستیم علنی شود با انتقالاش به بیرون، آنها را متقاعد کرد که زودتر با ما برخورد شود. مطالبی که بعدها دیگر هیچ وقت مجال اجرایی شدناش پیش نیامد.
میتوانید نمونهای را بیان کنید؟
من فقط در مورد تریبونهایمان میتوانم دقیقاً بگویم. ما یازدهم اردیبهشت ماه تریبون داشتیم و در جلساتمان مقرر کرده بودیم که این تریبون صنفی باشد و بعد از آن، فضای دانشگاه را همچنان آماده نگه داریم و از این تریبون صنفی، ظرف یک هفته تا دو هفته یک تریبون سیاسی بزرگ سیاسی در اعتراض به سیاستهای دولت، ساختار استبدادی حاکمیت و دامن زدن به جنگ در دولت احمدینژاد، برگزار کنیم. شاید این مسائل به بیرون رفت. مسائل دیگری هم بود. شاید آن بحث ولایت فقیه یکی از آن مسائل ویژه بود.
خیلی ها علت برخوردها را بیشتر در بیستم آذر و حضور احمدینژاد در پلیتکنیک میدانند. آیا شواهدی در بازجوییهایتان یا جریان پروندهتان وجود داشت که مؤید این تحلیل باشد؟
من احساس میکنم در مورد ۲۰ آذر، یک سری حرفها شاید زده نشدهاست؛ اینکه مجموعه ما در ۲۰ آذر شدیداً دچار مشکل بود؛ اینکه از ابتدای آذر ماه تعداد زیادی از ما ممنوعالورود شدیم و بعد از آن اتفاقات ۱۵ آذر دانشگاه تهران و تریبون ۱۹ آذر پلیتکنیک. ۲۰ آذر فضا خیلی امنیتی بود. کمتر از ۵۰ درصد بدنه اصلی مجموعه ما وارد دانشگاه شدند. تحلیل هم همین بود که این مجموعه نتوانسته بدنه اصلیاش را داخل دانشگاه ببرد و سالن پر شدهبود از افرادی که از دانشگاه امام صادق و امام حسین و حتی شاید از پایگاههای مقاومت آمده بودند. با این وجود اتفاقاتی در پلیتکنیک افتادهبود و دانشجویان عادی پلیتکنیک آن فضا را شکل دادند، هر چند که شروعکننده به هر حال عدهای از فعالان دانشجویی بودند. در بازجویی ما هم ۲۰ آذر برای آنها از این بابت که بعد رسانهای پیدا کردهبود خیلی اهمیت داشت، اما از بعد فعالیتی نه! چون سطح اعتراضهای ۲۰ آذر در سطح سایر اعتراضهای ما بود. آنها سر مسائل خاصتری در بازجوییها تأکید داشتند، ولی ۲۰ آذر یکی از موضوعاتی بود که خیلی تکرار شد. اینکه “شما همان آدمهایی هستید که به احمدینژاد توهین کردید” عبارتی بود که با ادبیات متفاوت در زمان بازجوییها همیشه تکرار میشد. ولی ۲۰ آذر شاید از این بابت که ما فضایی را ایجاد کردهبودیم که دانشجوی عادی هم اجازه اعتراض در این حد، نسبت به نفر دوم حاکمیت ایران را پیدا کردهبود، اهمیت داشت.
ادامه مطلب
خبرنامه امیرکبیر: بهاره هدایت، مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت، در گفت و گو با خبرنامه امیرکبیر نسبت به حملات گسترده رسانه ای اخیر علیه این تشکل دانشجویی اعتراض کرد.
این فعال دانشجویی با اشاره به سناریوسازی های اخیر رسانه های وابسته به اصولگرایان علیه جریانات دانشجویی گفت: القای انواع سناریوهای ساختگی و توهین ها و اتهاماتی که از ابتدای سال تحصیلی جاری علیه دانشجویان و دانشگاه ها در رسانه های وابسته به اصولگرایان مرتبا تبلیغ و مطرح می شود و همچنین حملات گسترده تبلیغاتی روزنامه هایی چون کیهان علیه دفتر تحکیم وحدت همگی نمایانگر هراس شدید این جریان از مطالبات و نارضایتی انباشته شده دانشجویان در طول سه سال گذشته است. نارضایتی که معلول سرکوب نهادهای خارج از دانشگاه و سوء مدیریت مسئولین انتصابی وزارت علوم است. برخوردهای گسترده با دانشجویان همچنان ادامه دارد. دفتر تحکیم در بیانیه اخیر خود به گوشه ای از این برخوردها، در مدت کوتاه ابتدای سال تحصیلی تاکنون، اشاره کرده است.
بهاره هدایت در پاسخ به این ادعای مطرح شده در رسانه های حامی دولت مبنی بر این که «دانشجویان قصد دارند در آذرماه در دانشگاه ها آشوب به پا کنند» به خبرنامه امیرکبیر گفت: تجمعات دانشجویی در آذرماه سابقه ای طولانی و چندین ساله دارد که حتی پیش از انقلاب هم وجود داشته است. این مسئله نیاز به کشف خاص و مطلع شدن از اخبار پشت پرده ندارد. چرا که اصولا پرده پوشی در این مورد وجود نداشته که بخواهد پشت پرده یا روی پرده داشته باشد. منتها اذهان بیماری که تحمل حتی یک تجمع دانشجویی را در دانشگاه ندارد، این تجمعات و اعتراضات آرام در محیط دانشگاه را «آشوب» می نامد یا لااقل علاقه دارد که این گونه القا کنند. این سناریو آن قدر مضحک است که ما ادعا کنیم «بنا به برخی اطلاعات پشت پرده عده ای قصد دارند در روز ۲۲ بهمن با جمع شدن در میادین اصلی شهرهای مختلف از جمهوری اسلامی حمایت کنند»!
مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت در ادامه به هجمه سنگین تبلیغاتی که علیه انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصیر به راه افتاده اشاره کرد و افزود: به مدد بودجه های کلان، از جیب ملت، تلاش می شود از نیروهای سابق گروه فشار چهره های فرهنگی، فیلمساز، تئوری پرداز و… بسازند و با پشتیبانی گسترده رسانه ای تفکرات سطحی آن ها را به خورد مردم بدهند. تحمل چماقدارانی که تا همین چند سال پیش سخنرانی های دکتر سروش را در دانشگاه ها به هم می زدند، در برابر نقد آن قدر پایین است که از ترس بر ملا شدن چهره واقعی خود تحمل وجود چند پلاکارد انتقادی را هم ندارند و بلافاصله شروع به فحاشی به دانشجویان می کنند. البته واضح و روشن است که تمام این هیاهوها به هدف ایجاد مشکل برای انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصیر است. ما این حرکت را محکوم می کنیم و ضمن حمایت قاطع از انجمن اسلامی خواجه نصیر، معتقدیم که طراحان این غائله به هدف مطلوب خود نخواهند رسید.
عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در همین خصوص اضافه کرد: اتهاماتی به آقای میلاد اسدی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم، و سایر فعالین دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر زده می شود هم در راستای پروژه فوق است و واقعیت ندارد. ما یک بار دیگر هم در قالب اطلاعیه به آقایان هشدار داده بودیم برای رسیدن به اهداف کوتاه مدت خود به هر ابزار و اتهامی متوسل نشوند، چرا که انتساب فعالان دانشجویی به برخی گروه ها حتی در میان مدت به ضرر خود آن ها و به ضرر نظامی است که داعیه دار آن هستند، ولی ظاهرا گوش آن ها بدهکار نیست. ما بار دیگر تاکید می کنیم به نفع آن هاست که فضاحت تابستان گذشته مکتوم بماند و فراموش شود. توصیه می کنیم جلوی عمله های نوچه صفت و گوش به فرمان خود را بگیرند که هر حرف یاوه ای را به زبان نیاورند. ما قطعا از رسانه های منتشر کننده این اتهامات و توهین ها شکایت خواهیم کرد.
هدایت با اشاره به همسویی خبرگزاری ایسنا با تبلیغات فوق الذکر و همچنین دیدار یکی از اعضای جبهه مشارکت با طیفی جعلی دفتر تحکیم گفت: واقعا مایه تاسف است رسانه ای که قرار بود منعکس کننده صدا و نظر دانشجویان باشد به تریبون نهادهای ضددانشجویی تبدیل شده به طوری که امروز بخش بزرگی از تبلیغات بر علیه دانشجویان بدون تریبون و مظلوم از طریق این خبرگزاری انجام می شود. ایسنا محصول کار اصلاح طلبان و نمونه کامل یک اصلاح طلبی ناتمام و بدون خط قرمز بود که عاقبت به محلی برای تبلیغ علیه خود آن ها تبدیل شد. اصلاح طلبانی که قصد دارند بار دیگر وارد میدان شوند باید به این دستاوردهای خود نیز توجه کنند و راهی برای عدم تکرار این اشتباهات پیدا کنند. اما مشاهده می شود که بعضا اشتباهات گذشته همچنان تکرار می شود. به عنوان مثال اصلاح طلبان در حالی سعی می کنند به گروهی که در حال سوء استفاده از نام تحکیم هستند مشروعیت ببخشد که آن ها با تعداد معدودی انجمن جعلی در بهترین حالت از حامیان سرسخت احمدی نژاد خواهند بود. موجودیت و یکپارچگی دفتر تحکیم وحدت قطعا از خطوط قرمز ماست و اصلاح طلبان بدانند دانشجویان رفتارهای آن ها را زیر نظر دارند و فراموش نخواهند کرد.
بهاره هدایت همچنین گفت: معاونت فرهنگی وزارت علوم دولت نهم تلاش فراوانی دارد تا با اعطای نام انجمن های اسلامی به عده ای از نیروهای طرفدار و حامی خود سیاست موازی سازی که از سال ها پیش در جریان بود و به هدف خود نرسید به شکل جدیدی دنبال کند. هدف کلی اقتدارگراها در گذشته به حاشیه راندن انجمن های اسلامی، که مکانی برای حضور و فعالیت دانشجویان منتقد است، بود که این هدف محقق نشد. اما اعطای مجوز تشکل های بی هویت و بدون حداقلی از پشتوانه دانشجویی به تعداد معدودی از حامیان سرسخت احمدی نژاد سیاست معاونت فرهنگی وزارت علوم در دولت نهم است که این مسئله هم نتیجه بخش نخواهد بود. اعطای عنوان مستقل از آن قسم های مضحک حضرت عباس است که دنباله نام این تشکل ها وجود دارد، در حالی که دم خروس از زیر قبای آن ها پیداست.
ادامه مطلب
سیزده آذر که در سال گذشته روز پور شور و سرنوشت ساز جنبش دانشجویی ایران بود، روز آزادی و برابری و روز جدا شدن مسیر جنبش
دانشجویی ایران از تشکل های وابسته و نیمه دولتی بود ، امسال از طرف کانون نویسندگان ایران به یاد "محمد مختاری" و "محمد جعفر پوینده" به عنوان روز میارزه با سانسور اعلام گردید.
اطلاعیه خانوادههای محمد مختاری و محمد جعفر پوینده در حمایت از 13 آذر به عنوان روز مبارزه با سانسور:
از اعلام روز سیزدهم آذر توسط کانون نویسندگان ایران به عنوان روز مبارزه با سانسور پشتیبانی می کنیم.
آزادی اندیشه و بیان در همۀ عرصه های فردی و اجتماعی بی هیچ حصر و استثناء مهمترین اصل منشور کانون نویسندگان ایران است.از آنجا که دو تن از اعضای فعال کانون نویسندگان، محمد مختاری ومحمد جعفر پوینده برای تحقق بخشیدن به این اصل تا پای جان خود ایستادند، ما خانوادههای این دو نویسندۀ آزاده در آستانۀ دهمین سالگرد قتل عزیزانمان از اعلام روز سیزدهم آذر توسط کانون نویسندگان ایران به عنوان روز مبارزه با سانسور پشتیبانی می کنیم.
خانوادههای محمد مختاری و محمد جعفر پوینده


