دادگاه رسیدگی به اتهامات حبیب الله لطیفی به صورت غیر علنی و پس از گذشت ۸ ماه از بازداشت وی، در در دهم تیرماه ۱۳۷۸ در دادگاه انقلاب سنندج برگزار گردید واین دادگاه وی را به اعدام محکوم کرد. دادگاه تجدید نظر روز سه شنبه ۲۹بهمن تایید حکم اعدام را به وکیل ایشان نعمت احمدی ابلاغ نمود.
گفتنیست حبیب الله لطیفی فعال سنندجی و دانشجوی دانشگاه آزاد ایلام آبان ماه سال گذشته در سنندج بازداشت شد. بنا بر گزارشهای منتشره و تائید خانواده وی در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر سنندج مورد شکنجه قرار گرفته است.
اتهام این فعال کُرد محاربه از طریق عضویت در یکی از احزاب اپوزیسیون کردستان عنوان شده است.
خبرگزاری دیدبان حقوق بشر کردستان
با قبول غیابی بودن حکم سعید رضوی فقیه توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب دستور آزادی سعید رضوی فقیه صادر شد.
«نعمت احمدی» با اعلام این خبر به ایلنا گفت؛ «سعید رضوی فقیه به طور غیابی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، شرکت در تجمع غیرقانونی و توهین به شخصیت های نظام به چهار سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود.» وکیل رضوی فقیه ادامه داد؛ زمانی که موکلم از فرانسه به ایران بازگشت در فرودگاه مهرآباد پاسپورت وی گرفته می شود که وی به این دلیل به دادگاه انقلاب مراجعه کرده و دادگاه مزبور به دلیل رسیدگی به یکی از پرونده های وی که در جریان بود، رضوی فقیه را بازداشت می کند که اکنون با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی و تجمیع دو پرونده صبح سه شنبه (دیروز) بنا به دستور قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب دستور آزادی وی صادر و متعاقباً با تشکیل دادگاه هم به پرونده مفتوح وی و هم به پرونده یی که با حکم غیابی به چهار سال حبس محکوم شده است، رسیدگی خواهد شد.
ایلنا
محمد پور عبدالله را حدود ساعت هفت صبح روز بیست و چهارم بهمن دستگیر کردند . این خبر را به اشکال مختلف می شود لفت و لعاب داد ، اما واقع امر این است که تعرض جمهوری اسلامی به نیروهای آزادی خواه و برابری طلب نیاز به اثبات ندارد و هر تلاشی برای خبر سازی و تبلیغات به نوعی عبث جلوه می کند . به یاد دارم ٬ زمانی تعلیق ٬ اخراج ٬ ارعاب و احکام انضباطی برای دانشجویان به عنوان مهم ترین پروپاگاند خبری مورد استفاده قرار می گرفت ٬ اما اکنون دیگر این اخبار به مثابه امری طبیعی دیگر توان جلب توجه را ندارند . دستگیری و زندان نیز در تداوم خود از این امر مستثنا نیست و به سادگی تبدیل به اخبار روزمره می گردد . همین طور که در گذشته ای نه چندان دور ٬ قتل و اعدام آزادی خواهان به اخباری در ردیف اخبار هواشناسی قرار گرفت . از خود بیگانی عمومی ، مسخ تدریجی و تلاش برای آدابته شدن با شرایط مسیری است که ما را به سوی بربریت سوق می دهد . هر روزه به ما توصیه می شود تا از دیوانگی دست برداریم . هر لحظه هستند انسانهایی که تلاش می کنند تا ما را آگاه کنند از آنچه برسر مان می آید و کوچکترین واکنشی را در اجتماع بوجود نمی آورد ٬ تا به ما بفهمانند که چیزی بیش از گوشت قربانی نیستیم . این تلاشی است که اجتماع برای رفع مسئولیت از خود در پیش می گیرد ! تلاشی برای فرار از خود . موانع را از سر راه ماشین آدم کشی بر می دارند تا در برابر سکوت خود احساس عذاب نکنند و اگر کسی این منطق را نپذیرد ٬ متهم به جنون می شود ... گیرم جنونی مقدس که او را تبدیل به اسطوره ای دست نیافتنی می کند . دامی بزرگ برای قرطینه کردن انسانیت و توجیه بربریت . بهترین راه سرکوبِ مبارزینی که برای اسطوره زدایی از اجتماع خود به پا خواسته اند تبدیل آنان به اسطوره است . ما دچار جنون نیستیم . نپذیرفتن آگاهی کاذب شما تلاشی است برای زنده ماندن آگاهی و این تنها راهی است که می تواند مسخ عمومی انسانها را متوقف کند ...

